بامیان که درمنابع قدیمی که ازآن بنام " فان- یانگ" یا"فان –ین" وگاهیی هم به صورت " فان- ین – تا" ذکرشده ودرمنابع آریایی بامیکان "پامیان" و"بامیان " یادشده است درمسیرجاده ابریشم بین ایران وهند وچین وآسیای میانه قرارداشت یعنی شاخه مهمی ازجاده ابریشم ازطریق بامیان به پیشاورولاهوروصل می شد. کالاهای تجارتی ازجمله ابریشم، پارچه های ابریشمیی، الیاژمس، آهن ، سنگ آهن، کاغذ، چینی باب، ابزارجنگی حمل ونقل می شده، ارزش جاده ابریشم تنها به حمل کالاتجارتی خلاصه نمی شد بلکه جاده یی بودبرای انتقال علم وفرهنگ بین شرق وغرب، که نمونه این فرهنگ غنی موجودیت مجسمه های بوداکه یکی ازشاهکارهنری درهرزمانی به شمارمی رفتند که ساختن شان چندین قرن زمان برده است وهزاران استادومعماربناکاربرروی آن کارکردند گفته شده که مجسمه 38 متری بودا درقرن دوم ومجسمه 53 متری بودا درقرن بین دوم وسوم میلادی ساخته شده است که یکی را"خنگ بت" ودیگری را"سرخ بت" می نامند که درصفحات بعدی روی آن به تفصیل پرداخته خواهد شد.
مرحوم کهزاد می نویسد: " دراین وقت بامیان یکی ازمجلل ترین مراکزدینی، صنعتی وفرهنگی درتمام آسیابود وعلاوه برتزئیناتی که به قلم هیکل تراشان درآنجاایجادشده بودمعابد وطاق هایی مجسمه های بزرگ بودا بابهترین پارچه های ابریشمی وپرده های زربفت مزین شده بودوقسمت های برهنه یی هیکل 35 متری مثل دست، پاوصورت به طورکامل ازورق طلاپوشیده شده بود ودرروزچشم هربیننده ای راخیره میکرد طوری که هیوان تسنگ سیاح چینی آن رامجسمه یی فلزی ازجنس برنج تصورکرده بود.1
و ازآنجا ی که بیشتر آثار تجسمی درعصر کوشانیان باز میگردد ومخصوصا ً مجسمه های بودا دربامیان، نویسنده این مطلب لازم دانست تا درمورد دو مجسمه عظیم از مجسمه های فراوان موجود درآن شهرمطالبی بنگارش درآورد، باآنکه در بامیان مجسمه های زیاد ی به صورتهای مختلف، استاده، نشسته وخوابیده د ردل صخره ها ودرون غار ها تراشیده شده است اما دو هیکل عظیم از شهرت واهمیت بیشتری در میان مردم افغانستان وجهان بر خوردار ند. ولی جای سوال باقی است که مجسمه های بزرگ بامیان درچه زمانی ساخته شده اند، "هیوان تسنگ " جهانگرد چینی که در عصر کوشانیان از بامیان دیدار کرده است، میگوید: تما م آثار هنری وتجسمی به فرمان کنشکا به وجود آمده اند .
اما مرحوم عبد الحی حبیبی در بخش از کتابهای خویش " جغرافیایی تاریخی افغانستان وتاریخ افغانستان بعد از اسلام " بت های بامیان را چنین باز می شناساند : " بامیان وبتان آن درادبیات وروایات عصر اسلامی تامدت چندین قرن شهرت داشت واستاد حسن عنصری متوفی ( 431 هـ) شاعرمشهور در بار غزنه، به قول عوفی درلباب الا لباب داستان خنگ بت وسرخ بت بامیان را به زبان دری نظم کرده بود وبعد از آن ابوریحان بیرونی آن را بنام " حدیث صنمی البامیان " از دری به تازی ترجمه کرد وحتی سوزنی سمر قندی بعد ازین عصر هم این دو بت را کاملاً شناخت وگفت :
کردی بسان سرخ بت بامیان ســـتیغ باش بر آنکه خنگ بتی را کشی به چنگ
متأسفانه ا کنون هردو کتاب عنصری وابو ریحان بیرونی از بین رفته ومفقود الاثر است .2
علی اکبر فیاض در" تاریخ افغانستان از آغاز تا ظهــور اســلام" می نویسد: که آثار بوجود آمده در بامیان کاریک سال ویک قرن نیست بلکه قرن ها قلم وچکشی هیکل تراشان درآن مصروف بوده، وهزاران استاد هیکل تراش، معمار، نقاش دریک دوره یی طولانی هنر نمای کرده اند. البته معلومات تاریخی که بطور روشن به بانی ساخت وساز های هنری اشاره کند تا بحال دردست نیست .
در اینجا سوال در ذهن آدم خلق میشود، وآن اینکه کدام مجسمه اول ساخته شده است ؟
تاریخ نویسان اتفاق نظر دارند که اول" هیکل 38 متری" ومعابد مجاورآن بعد از آن" مجسمه 55 متری" و معابد مجاور آن ساخته شده است. اولی درقرن اول میلادی ودرعصر کنیشکاه ودومی بین قرن دوم تا پنجم میلادی، در زمان شاهان کوشا نی بعد از کنیشکاه تراشیده شده است، مجسمه 38 متری نسبت به هیکل 55 متری نا موزون تر ونا مناسبتر ساخته شده واین مسأ له نشان میدهد که کار اول هیکل تراشان بوده است، درحالی که مجسمه 55 متری که یک ونیم برابر مجسمه 38 متری میباشد، با زیبای وتناسب اعضای تراشیده واین نشان میدهد که هیکل تراشان در زمان ساخت این مجسمه با دقت وتجربه بیشتری کا رکرد ه اند .3
حاج کاظم یزدانی در اثر خویش بنام ( پژوهش در تاریخ هزاره ها ) در باره بتهای بامیان می نویسد: خنک بت مجسمه 38 متری ای میباشـد که د رگذشته با رنگ آبی بوده ودر حدود قرن 4 یا 5 میلادی ساخته شده است. در ابتدا این دو مجسمه بزرگ رو کشی از طلا داشته اند، که احتمالاً بعد ها مسلمین روکش طلایی آنها را بیرون کشــیده اند. در زمـــان هیوان تسنگ یک مجسمه عظیم خوابیده، نیز دربامیان بوده که امروز اثری از آن دیده نمی شود .
بهر حال بامیان بین سال های 3 تا 7 میلادی پررونق بوده وهزاران راهب بودایی درمغاره های که دردل کوه کنده شده بودند به تعلیم دیانت بودا وعبادت وریا ضت مشغول بودند، مرکزبامیان سرراه کاروان تجارت ابریشم قرارداشت، وافغانستان را با شرق وغرب وصل میکرد. وروزگاری از مناطق متمدن آسیای مرکزی به حساب می آمد. اقوام قبل از اسلام که در بامیان زندگی میکردند بنام های: Bolite ، ارستو فی، امباسته و یا امباشـته، پرو کتی ویا پارسی یاد شده اند. در سال 256 هـ یک معبد بودایی با میان از طرف یعقوب لیث صفاری ویران گردید، بتهای آن به بغداد فرستاده شد، شهزادگان بامیان به قول یعقوبی در زمان مهدی عباسی مسلمان شدند واسلام آوردند.
مورخان اسلامی دوبت بامیان را سرخ بت وخنک بت وپادشاه آنراشیرمی خواندندواین همان نام های محلی شیرین زبان دریست که د رنسخ خطی عربی کتب جغرافیا وتاریخ مثخ گردید، ودر نسخ مطبوع الفهرست ابن ندیم به شکل جنگبت وزنگبت؟ در آمده است. د رحالیکه نویسنده در یک نسخه خطی کابل آنرا خنک بت وصرحت هم دیده ام. همان خنک وسرخ بت حدو دالعالم باشد . 4
مجسمه یا پیکر 38 متری:
پیکر 38 متری بامیان درحصه شرق جدار بزرگ جا گرفته است در طرزساختمان رواق وجسم بودا آن مهارتی که برای تکمیل مجسمه 55 متری به کار رفته است.[1] در پیکر 38 متری به زیبایی خاص دیده نمیشود، از نظر تکنیک وساختمان، این پیکر تناسب خشن تر دارد چنانچه اگر خوب دقت کنیم معلوم میشود که اعضای این مجسمه چندان متناسب نیست سرآن به تناسب بدن بزرگتر، سینه بی حد بر جسته شانه ها از اندازه بیشتر وسیع وران های آن به شکل ستون به بدن رسانیده شده ورواق آن هم منظم نیست اما چیزیکه جالب به نظر می رسد این است که تراش این مجسمه قدیمی بوده به گمان غالب بین قرنهای 3 تا 4 میلادی صورت گرفته است اما رولاند این مجسمه را مربوط قرن های 5 تا 6 وانمود کرده است .
هیوان تسنگ وقتی که د ر630 میلادی از بامیان دیدن میکرد ارتفاع این مجسمه را 100 پا ( پا = یک فت ) قلمداد نمودند وتذکر داده که پیکر 38 متری از مفرغ به صورت پارچه ساخته شده وبعد این پارچه به هم وصل گردیده است .
اما واقعیت اینطور نبوده است. رنگ آبیی که د رپیکر مذکور به کار رفته بود شاهد مذکور را به اشتباه انداخته او فکر می نمود که این مجسمه ازفلز ساخته شده است د رمورد رنگ پیکره ها بعضی از دانشمندان را عقیده بر اینست که ممکن رنگ طلایی روی پیکره در اثر عوامل طبیعی کم رنگ شده ودرنتیجه رنگ آبی لایه زرین ظاهر شده است نظر به فرضیه یی زائیرین چینایی مراد از رنگ پیکر به لباس آن می باشد که هنـگام مراسم مذهبـی بر مجسـمه می پو شانیدند .
قشر آخری لباس راهیبی بودایی 38 متری را نشان می دهد که از شانه تابند پا های آن وجود دارد نسبتاً ضخیم تر ساخته شده ولی با آنهم خصوصیات اناتومی جسم آنرا در ک میتوانیم که قامت وچین لباس راهیبی آن نزدیک تر به مکتب "گند هارا" بوده ولی تناسب جسم آن بر عکس بودایی 55 متری به مکتب"گوپتای" هندوستان نزدیک است تراش که در روی پیکر 38 متری مشاهده میشود شاید برای گذاشتن ماسک در روزهای مخصوص بوده باشد. ماسک روی مذکور امکان میرود از فلز بوده باشد وبعداً به روی کدام صند وق چوبی نصب میگردید.
به قول هیونتسنگ پایتخت شاه در مدخل دره یی فولادی طوری افتاده بود که دامنه تپه را کاملاً اشغال کرده ووسعت آن از 6 تا 7 لی ( 1 لی = 76 متر) بیشتر نبوده است. چنانچه محلات مسکونی شهر بشکل سموچ بوده بیشتر از صد معبد وچند صد راهب در تمام بامیان به شمول دره ء فولادی وجود داشت هیو نتسنگ در باره بودا های 38 متری و 55 متر ی چنین می نگارد: این منطقه بین سلسله کوه های پر برف پایتخت آن در سمت شمال منطقه قرار داشت. در شرق این شهر یک مجسمه سنگی به ارتفاع ( 140 تا 50 ) پای به حالت استاده ساخته شده رنگ طلایی دارد، رویش درخشنده وتز ئینات کم یا بیش به قشنگی پیکر آن می افزاید، در شرق این مجسمه پیکر دیگری به ارتفاع ( 80 تا 100 ) پا ی یافت شده که از آهن ساخته اند. به طرف شرق شهریک معبد دیگر بنام سنگاراما دیده میشود که بین آن یک مجسمه یی خوابیده وجود دارد طول آن ( 100 ) پا ی بوده که با الوان وجواهرات مزین میباشد هر سال درموقع معین پاد شاه بامیان با وزرا ء وقاطبه اهالی وروحا نیون در آنجا جمع شده هر چه جواهر واشیای مفاخریکه پاد شاه د رخزانه ء خود داشت همه را بنام بودا خیرات می کرد. چون پول تمام می شد خود، آل وعیال خودرا نیز ایثار میکردند. سپس وزرا دوباره تمام جواهر سلطنتی خانواده شاه را خریداری میکردند، هیونتسنگ ضمن از آب صاف وآسمان گون ( بند امیر ) صحبت رانده وبسا آثار بودایی ومعا بد را در اینجا ذکر میکند .
وقتی که فرانس ویلفورد راجع به کوه های قفقاز مقاله یی را نوشت راجع به مجسمه های بزرگ بامیان تذکر داد که این دو مجسمه به خاطر یاد بود سالاما که راهب یا دوست سلسال است ساخته شده بود در سال 1922 الی 1924 وقتی که کنپنای مقلاند از هند وافغانستان دیدن کرد توانست از کروکی این حوزه وجدار کبیر یاد داشتی تهیه نماید که بهترین مأخذ برای شرح این مجسمه میباشد .
چارلزمسن درسال 1835 م ازبامیان دیدن نمود واد عا کرد که از راهرو قدیمی که مسیر آن به دهلیز عقب بودایی 55 متری منتهی میشود، در فته از تصاویر نقش شده روی دیوار ها که ممثل صحنه های مخــتلف می باشد در کتاب خود تذکری داده است .
برونس در سال 1819 میلادی از جدارکبیر بامیان وتاق های منقوش پیکر 38 متری و55 متری دیدن نموده وصحنه های متو لوجی که نمایانگر تصاویر متنوع است درج نقشه ویا د داشت های تاریخی خود نموده است .
الفر فوشه در کتاب تحقیقات خویش مجسمه های بامیان را شبیه مجسمه های روات هند میداند وپیکر های مذ کور را مربوط قرن های 3 تا 4 میلادی وانمود ساخته است .5
مجسمه یا پیکر 55 متری بامیان:
داکتر یاورسکی نماینده دولت تزاری به در بار امیرشیر علی خان در کتاب خود در باره بت بزرگ بامیان می نویسد: "من تنها کسی نبودم که از دیدن این عجوبه تاریخی قرن ها پیش دست بــشر آنرا بروی صخره کوه کنده غرق حیرت شده بودم. این پیکرها در مقابل عوارض سماوی وخراب کاری ناشی ازتعصب وبغض تنگ نظرانه هـنوز هم پایداری نموده اند ".
روی صخره که تقریباً 2 و 3 فت بلندی دارد رواق طویلی را با عرض 77 وعمق 25 تا 30 فت حفرنموده اند ، این صخره از سنگ کنگلو میرات ( سنگ ها ی است که از یکجا شدن وباهم چسپیدن پارچه های گرد وخورد وکلان، سنگ های تخریب شده به میان آمده باشد ) میباشد .
در داخل رواق مجسمه بزرگ به ارتفاع 140 فت بشکل بر جسته که سطوح سه گانه آن یعنی جانب مقابل وجناح های چپ و راست از داخل رواق بیرون کنده شده وپشت مجسمه چسپیده به کوه میباشد. چهره مجسه را از فرق سر تاحصه لب ها عمودی تراشیده اند. گوش ها سالم ودراطراف گردن وبالای شانه ها خشت کاری ومشبک تا وسط گوش ها به شکل دهلیز دیده میشود .
سینه هیکل فراخ وچین های مرتب به روی سینه وشانه ها افتاده ودست های آن شکستانده شده وپا های مجسمه رانیز تاحصه زانو با فیر توپ شکستانده اند، دیوار های داخل رواق با پلستر گچ پوشیده شده حصه فوقانی گنبد نما ی رواق با لای سر مجسمه میباشد که با نقوش رنگین اعم از اشکال زن ومرد به رنگ های لاجورد، سرخ، زرد وسفید مزین گردیده است .
طرز نقاشی بین چین وبیزانت میباشد، دروسط پا های مجسمه بزرگ ، مغاره ها ی خیلی بزرگ که دیواروسقف آن سیاه معلوم میشود، موجود است که این نمایندگی از سکونت مردم در آن مینماید، در دیوار ورواق های مغاره به ارتفاعات مختلف روشندان ها موجود بوده واز این مغاره ها پله های پیچ و تاب خورده تا فرق مجسمه موجود بود که زوار بودایی ازین طریق به طواف می پرداختند .
داکتریاورسکی دررابطه به بت 35 متری مینویسد: به جز جسامت، مجسمه ها از نقطه نظر شکل از همدیگر چندان فرق ندارند، بلندی مجسمه دومی 120فت بوده روی آن کاملاً خراب شده است در داخل این مجسمه نیز اتاق های مزین موجود بوده است که دودسیاه شده است .
دکتور آلتم بابا یوف وپوهیالی محمد رسول باوری در کتاب باستان شناسی افغانستان در باره پیکره های 55 و 38 متری چنین می نویسد: " پیکر 55 متری بامیان یکی از شهکاری های دوره گریک بودیک وگندهارا است، بعضی از دانشمندان آنرا مربوط به قرون 6 تا 8 م دانسته وبرخی آنرا به قرن 4 تا 5 م مربوط میدانند. ساختمان بت 55 متری با انتهای مهارت تراش شده که از نگاه اناتومی ساختمان وتراش پیکرمذکور چندان بی تناسب به نظر نمی رسد .
لباس راهبی برای جسم طوری تزئین شده که از آن بعضی حصص بدن را مشاهده میتوانیم اگرچه تناسب جسم بودا وروش کارگران نزدیک به مکتب گند ها را است ولی بازهم لباس نازک راهبی آن دارای قات وچینهای وطویل است که با هم موازی اند. وبه روش لباس های دوره کوپتا تهیه گردیده است. به این اساس بودایی 55 متری در قرنهای 6 تا 7 میلادی ساخته شده وبنا برتحقیقات دوکتور زمریالی طرزی سنه گذاری آن ازیک طرف به مقایسه آثار هندوستان واز طرف دیگر به مقایسه آتار آســیای مر کزی اواخر قرن 5 میلادی تطبیق گردیده است موصوف به این عقیده است، تراشیکه درروی پیکره ها دیده میشود به مقصد گذاشتن ماسک درروزهای جشنواره بود که توسط معماران آن زمان به همین منظور تراشیده است .
نظر به مطالعه وتحقیق دیده شده که در حصه لب بالا یا فک پائین جری دیده میشود که توسط همین جری ماسک بروی پیکر محکم می گردید. آوانیکه مجلس مذهبی دایر میشد در عقب ماسک چهره بودا مشعل می افروختند، درهمین وقت دست راست پیکر به حالت صلح قرارمیگرفت مردم در برابر آن تعظیم به جا آورده قربانی ها وتحایف خویش راتقدیم نموده و مراد می طلبیدند .
مجسمه 55 متری توسط هنرمندان و معماران محل ساخته شده است طوریکه ملاحظه میشود این مجسمه زمانی به میان آمد که هنر مکتب گنده هارا رو به زوال بود چنانچه تناسب وشکل پیکره ها وسستم کارگران شباهت زیاد به هنر گوپتا دارد این هنر شـــــباهت زیــاد بــه آرت فند وقستان نیز دارد تاریخ شاهد آنست که بامیان طی قرون متمادی دستخوش حوادث ناگوار مهاجمین قرارگرفتند، ولی بازهم بقایای تزئینات آن کاملاً روشن به نظر میرسد وزیبای خود را از دست نداده است. بنا بر گفته رولاند باستان شناس فرانسه و اکثر علمای دیگر بودایی بامیان توسط اعراب تخریب شده اند تصاویردیواری که د راوراق پیکر های 38 تا 55 متری به وفرت دیده میشوند طرف جلب بینندگان واقع گردیده ودارای صحنه های مختلف تخیلی میباشد. در دوطرف رواق 55 متری صحنه های وجود دارد که اکثر این تصاویر صلح را تمثیل میکند همچنان درا طراف این رواق ها دو قطار ازصحنه های افسانوی تمثیل گردیده که بنام های کراکوس چندا وکراکوس شادا یاد میشود .
مثال دیگری رواق 55 متری همانا صحنه شهکاری شاه بامیان است که درحالت نشسته بالای یک تخت دیده میشود ودر پشت سر آن دایره تقدیمی به ملاحظه میرسد . 3
سمت راست تصویر چندی از تحفه دهندگان به مشاهده میرسد که با دسته های سه نفری ظروف های تحفه را در دست داشته با یک حرکت رو به پرواز بوده که ذوق نفیس ومهارت سرشار هنر مندان این دوره را معرفی میکند .
تخریب وانهدام مجسمه های بامیان:
مجسمه های بامیان گرچند در طول ادوار آسیب های نسبی رادیده که از جمله مجسمه 55 متری که یکی از بزرگترین مجسمه های (عجایب جهان) به شمار میرفت، هدف تنفر وگله های توپ نادر افشار (درقرن هجدهم) قرار گرفت ولهذا پا های خود را ازدست داد، همچنین در قرن نزدهم ملکه امیردوست محمد خان پاد شاه افغانستان حین عبور از بامیان تشخیص کرد که این صنم برهنه، مکشوف العورت است، پس امرکرد تا حصه سفلی بدن آنرا به توپ بستند .4
اما هیچگاه خو استار کاملاً ازبین بردن این تندیس ها نشدند، ولی با تأسف 8 سال قبل امر تخریب مجسمه های بامیان به دستور "ملامحمد عمر" سرکرده تحریک طالبان در8 حوت 1379 هـ ش مطابق 26 فبروری 2001 م صادر شد تا همه مجسمه های تاریخی افغانستان رسماً نابود گردند، درشمول آنها پیکره های تاریخی بامیان که از میراث های فرهنگی وعجایب جهانی به شمار میرفت نیز شا مل گردید، فرمان مذکور با وجود عکس العمل شدید جامعه ء جهانی تطبیق وعملی گردید .
بعداً طالبان جهت کفاره درنگ کردن درامر تخریب موصوف صد گاو را حلال نموده وخیرات کردند، به عقیده آنها پیکره های تاریخی بامیان بت ها بودند وازبین بردند که این امر را یک وجیبه شرعی میدانستند .4
پیکره های افغانستان وبویژه " پیکره های بیجان بامیان " بعد از نفوذ دین اسلام هیچگاه مورد پرستش نبوده واز نظر دینی نزد هموطنان مومن ما وسایر مسلمانان دنیا بکلی مرجع معبودیت نبوده بلکه از نظر میراث فرهنگی، تاریخی وهنر دست نیاکان ما، با ارزش وشگفت انگیز پنداشته میشدند .
از اینرو این دو تندیس بزرگ تاریخی وفرهنگی را با فیر چهل میله، تانگ زره دار وده ها تن باروت نابود نموده وآن ها را مانــند هزاران اثر دیگر ی فرهنگی وهنری کشورکه جزء تاریخ وقصه وافسانه ها بودند از بین برده، که نسل آینده یقیناً از نداشتن چنان یک میراث نایاب تاریخی وبا ارزش فرهنگی افسوس خواهد خورد.6